اگر بارانی همیشه جاری باش همیشه پربرکت ...
سلام
برکت وجودت را گم کرده ام :
همينكه مي دانم گوشه اي از اين دنيا ، يك نفر با يك قلب منزه و مملو از خوبي ، گاهي به من مي انديشد . براي من كافي ست .
همينكه مي دانم حرف هايي هست و كلماتي . . . كه سكوت اين انتظار شيرين را خواهد
شكست .
براي من كافي ست .
همينكه در ميان اين همه آشناي تبسم بر لب ! با تيشه هاي زبانشان !
آشنايي هست كه مي توانم ، دارو ندارم را در دست بگذارم و پنجاه پنجاه قسمت كنم ! براي
من كافي ست .
همينكه مي دانم براي درد هايم مرهمي هست ، تحمل اين همه ، درد ، درد ، درد ، كه روح و جسم هم سرش نمي شود ! برايم جانفرسا نيست . . . و همين كافي ست .
همينكه مي دانم هست . . . همينكه مي داند دوستش دارم . . .
براي من كافي ست ، كافي ، كافي
بيش از اين سهمي نمي خواهم
نمی خواهم حتی دوستم بدارد
نمی خواهم حتی لحظه ای بخاطر من درد بکشد
همینکه می دانم اگر باران ببارد بویش و یادش را برایم زنده می کند برای من کافیست
همینکه می داند زندگی را از دریچه نگاهش می نگرم و او را در قلبم جای داده ام برای من کافیست
اما
خدایا
دل تنگش که می شوم ؛
می بینمش.........
گریه که می کنم به خوابم می آید و مرا نصیحت می کند ......
شاید توهمی بیش نیست
اما هرچه هست شیرین است و به یاد ماندنی
یا حق
بگذار تا ببارد باران
باران وهمناك
در ژرفي شب
اين شب بي پايان
بگذار تا ببارد باران
اينك نگاه كن
از پشت پلك پنجره
تكرار پر ترنم باران را
و گوش كن كه در شب
ديگر سكوت نيست
بشنو سرود ريزش باران را
كامشب به ياد تو مي آرد
گويي صداي سم سواران را
امشب صفاي گريه من ![]()
سيلاب ابرهاي بهاران است
اين گريه نيست
ريزش باران است
آواز مي دهم
آيا كسي مرا
از ساحل سپيده شبها صدا نزد ؟
از پشت پلك پنجره مي ديدم
شب را و قير گونه قبايش را
ديدم نسيم صبح
اين قير گونه گيسوي شب را
سپيد ميسازد
و اقتدار قله كهسار دوردست
در اهتزاز روشني آفتاب ميخندد
در دوردستها
باريده بود باراني
سنگين و سهمناك
و دست استغاثه من ![]()
سدي نبود سيل مهيبي را كه مي آمد
و آخرين ستون
از پايداري روحم را
تا انتهاي ظلمت شب
انتهاي شب مي برد
آري كس مرا
از ساحل سپيده شبها صدا نزد
اما چرا؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
دشتها آلوده ست
در لجنزار گل لاله نخواهد روييد
در هواي عفن آواز پرستو به چه كارت آيد ؟
فكر نان بايد كرد
و هوايي كه در آن
نفسي تازه كنيم
گل گندم خوب است
گل خوبي زيباست
اي دريغا كه همه مزرعه دلها را
علف هرزه كين پوشانده ست
هيچكس فكر نكرد
كه در آبادي ويران شده ديگر نان نيست
و همه مردم شهر
بانگ برداشته اند
كه چرا سيمان نيست
و كسي فكر نكرد
كه چرا ايمان نيست
و زماني شده است
كه به غير از انسان
هيچ چيز ارزان نيست
سال نو همه عزیزان مبارک
ایشالا سال پر برکتی برا همه دوستان خوبم باشه
منو از دعاهای خیرتون بی نصیب نکنید
بازم معذرت واسه اینکه زیاد نمی تونستم بهتون سر بزنم
امروز دوم محرمه
یاد اون روزا به خیر که با همه ی اهل خونه می رفتیم برای شرکت در عزاداری همه بودن
همه اونایی که الان نیستن
بابا ....داداش ... گریه نمی کنم دیگه ؟؟؟؟؟؟؟؟
آخه بعضی وقتا زنده یا مرده ی بعضی آدما یکی میشه برات مثل داداش دیگه الان سالی به ماهی یادش نمی افته که خواهر کوچیکی هم داره
سر قضیه تلفن حسابی به هم ریختیم دیگه خیلی وقته حتی دلم برا دیدن لبخند پر از گرماش لک زده
می دونی یه روز به سرم زد که خودمو و دیوونه گیهامو جمع کنم و از این شهر ببرم
برم یه جای دور یه جایی که هیچکی نشناسدم
اما راستشو بخوای از بابا خجالت کشیدم آخه اون همیشه می گفت دختر خوب اونه که همیشه صبور باشه
چه تو خوشی !!!!!!!! (نداشته ) چه ناخوشییییییییی(فت و فراووووون)![]()
نرفتم..... موندم ........کنار اوناییی که یادشون رفته یه روزی چه جمع صمیمی داشتیم یه روزی بود که خنده از لبای ما نمی رفت و شبش با هزار تا امید می خوابیدیم که فرداییی جدید در راهه؟؟؟؟؟؟؟!!!![]()
ولی خدایییش دیگه امروزا زندگیم تکراری شده هر روز بلند شو بدو کلاست دیر نشه
بدو خونه نهار (...) کن بیااااااااااااا دوباره کلاس
برای کسایی حرف بزن که یه ذره از درداتم نمی تونن بفهمن با اونایی همکلام شو که همیشه دلشون می خواد بگن و بخنندن یکی برا جلب توجه .....یکی برا مسخره بازی .......یکی شاد
یکی شادتر ...![]()
(تو پرانتز بگم شانس آوردم همکارام آدمای شادی هستن وگرنه تا حالا دیگه باید سر از کوه و بیابون در می آوردم.......)![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
یه روزایی یادمه دانشجو که بودم ترمای اول (خوب دیگه یه روزایییییی!!!!!!!!) حساب دقیقه هایی که از خونه و خونواده دور بودم و همیشه داشتم ![]()
![]()
همیشه تو خودم بودم طوری که یه روز که دوستام می خواستن برن سفر یکی از اونا برام نامه نوشت که خره آدم شوووووووووو.........نشدمممممممممممم یا شدم نمی دونممممممم![]()
دلم که می گرفت به همه زنگ می زدم![]()
خونه اداره خوابگاه (مامان آبجیا بابا داداش ) اما بعد یکی یکی رفتن هرکی به یه طرف .....![]()
اما الان
دیگه حتی دلم نمی خواد تو خونه قدم بذارم ![]()
اما مگه میشه؟؟؟؟؟؟؟![]()
یه روز شاید بی اطلاع همه از این شهر و دیار کوچ کردممممممم مثل اون پرنده ی مسافری که قصه شو براتون گفتم.......... اما هیچ برجی اینجا یادش نمیمونه منم هستممممممم
انگاری پرحرفیام بازم گل کرد امشب خونه یه عزیزی دعوت بودیم یه آن اون جمع خوب منو یاد خونه های بچه گیم انداخت تو دلم بغض می اومد اما نمی تونستم هیچی بگم آخه همه شاد بودن هیچکیو نمی خواستم با خاطرات خودم غمگین کنم ..........(هیچکی)
الانم بغض عزیز راه باز کرده و داره هی می باره نمی دونم تا بحال حس کردین نمی تونین نفس بکشین یا اینکه دارین خفه می شین الان دقیقا همون حسو دارم ..........
کاشکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــی می شد پــــــــــــــــر کشید و رفت از اینجا (هرکجـــــــــــــــــا)![]()
یا که مٌــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد و بازم رفـــــــــــــــــت از اینجا (هـــــــــرکجا)
از محرم و سینه زنی سر از خونه خانم گل درآوردم
بگذریم قصه تنهایی من هم که بی پــــــــــــــــــــــایــــــــــــــــــان و طولانیست .....
شماها خوش باشید ![]()
![]()
![]()
امیدوارم همه تو این ماه عزیز به خواسته هاشون برسن
منم که آرزوم همینه بارش بارانی از رحمت (یه وقت خدای نکرده کسی فکر بد نکنه باران رحمت برا من فقط مرگه فقط مـــــــــــــــــــرگ )
دیگه شاید نرسم حتی بهتون سر بزنم
اگه نیومدم حلالم کنید
از همه دوستانم که تو این مدت همدلم بودن تشکر می کنم
گلی - باران و دغدغه هاش - باران عزیزم که فکر می کردم پسره - بنفشه و نرگس بانو که همیشه خیلی روحیه می دادن - داداش سعید که به خاطر یه اشتباه لپی قهر کرد و دیگه نیومد - سمانه عزیز که تازه باهاش آشنا شدم - آوا و خاطرات مادرش که یه درد شیرین مشترک داشتیم ![]()
و یاشار همیشه عاشق - داداش سیاوش که تازه امتحاناش تموم شده و از بند خلاصی یافته ![]()
پویا و محسن که هر چهارشنبه ما رو سرفراز می کرد - محمد جواد شکری که قراره همین روزا با یه وبلاگ توپ برگرده - همشهری گلم ساقی - پژمان و مهربونیاش - وهم سبز - دیگه ...........
و همه قاصدکایی که الان حضور ذهن ندارم ولی یادشون برام زنده است تا آخر عمر
یا علی مدد
پایان
این هفته بدترین هفته عمر منه که هرسال تکرار میشه و هر سال بدتر از سال پیش منو در بهت و بغض رفتن یک مرد در التماس بازگشتی به گذشته به بدترین وضع ممکن عذاب میده ..........
دعام کنید لااقل امسال که با همه شما عزیزان آشنا شدم بتونم این درد و راحت تر تحمل کنم ....... ![]()
یکی دوهفته نمی تونم بهتون سر بزنم (
)
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
با فرستادن فاتحه ای برای روح اون بزرگ مرد منو تا
آخر عمر شرمنده خودتون خواهید کرد .
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()