تبليغاتX
خدایا بارانی بفرست! - دلم تنگت شده بازآ............
پرنده رفتنیست ........
سلام به همه ی دوستان خوبم

بگذار تا ببارد باران
باران وهمناك
 در ژرفي شب
اين شب بي پايان
بگذار تا ببارد باران
 اينك نگاه كن
 از پشت پلك پنجره
تكرار پر ترنم باران را
و گوش كن كه در شب
ديگر سكوت نيست
بشنو سرود ريزش باران را
كامشب به ياد تو مي آرد
گويي صداي سم سواران را
 امشب صفاي گريه من
 سيلاب ابرهاي بهاران است
اين گريه نيست
 ريزش باران است
 آواز مي دهم
 آيا كسي مرا
 از ساحل سپيده شبها صدا نزد ؟
از پشت پلك پنجره مي ديدم
 شب را و قير گونه قبايش را
ديدم نسيم صبح
 اين قير گونه گيسوي شب را
سپيد ميسازد
و اقتدار قله كهسار دوردست
 در اهتزاز روشني آفتاب ميخندد
 در دوردستها
 باريده بود باراني
 سنگين و سهمناك
 و دست استغاثه من
 سدي نبود سيل مهيبي را كه مي آمد
و آخرين ستون
 از پايداري روحم را
 تا انتهاي ظلمت شب
 انتهاي شب مي برد
 آري كس مرا
 از ساحل سپيده شبها صدا نزد

اما چرا؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 23:57  توسط سایه   |